|
|
|
|
|
السلام علیک یا صاحب الزمان
در روزهای ناگزیر غیبت در زمانی که شانه بیچارگان ، گرفتار تازیانه های زخم بی عدالتی است وقلبهای انسانها چونان کوه عظیم یخ منجمد گشته چگونه خورشید وجودت را به انتظار نمانیم یا مولا کدام چشم به راه آمدنت گریان نیست ؟ کدام گوش ، دل به طنین گامهایت نسپرده ؟ از اضطراب کدام صبح جمعه بگویم ؟ ازحسرت کدام عصر جمعه بنالم ؟ از دلتنگی گدام غروب ؟ می دانم که می آیی و بهار را با خود می آوری و طراوت را به عدالت میان درختان تقسیم می کنی و لبهای غنچه را به لبخند شکوفا می کنی یا مولا منتظریم تابیایی و قدم بر چشمانمان بگذاری (بر گرفته از وبلاگ انتظار ) http://www.mohammadrezaariyan.blogfa.com
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 11:11 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی . . . . . . . . . . . . تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 19:4 توسط محمد
|
|
||