تبليغاتX
۩۞۩ღღ یا ابا صالح المهدی (عج) ღღ۩۞۩ الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً اللهم طهر قلبی من النفاق و عملی من الریا و لسانی من الکذب و عینی من الخیانه
شرحی در فراق مولا

السلام علیک یا صاحب الزمان

در روزهای ناگزیر غیبت

در زمانی که شانه بیچارگان ، گرفتار تازیانه های زخم بی عدالتی است

وقلبهای انسانها چونان کوه عظیم یخ منجمد گشته

چگونه خورشید وجودت را به انتظار نمانیم

یا مولا

کدام چشم به راه آمدنت گریان نیست ؟

کدام گوش ، دل به طنین گامهایت نسپرده ؟

از اضطراب کدام صبح جمعه بگویم ؟

ازحسرت کدام عصر جمعه بنالم ؟

از دلتنگی گدام غروب ؟

می دانم که می آیی

و بهار را با خود می آوری

و طراوت را به عدالت میان درختان تقسیم می کنی

و لبهای غنچه را به لبخند شکوفا می کنی

یا مولا

منتظریم تابیایی و قدم بر چشمانمان بگذاری

(بر گرفته از وبلاگ انتظار )

http://www.mohammadrezaariyan.blogfa.com

 

 
+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 11:11  توسط محمد  | 

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی . . . . . . . . . . . .  تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید . . . . . . . . . . . .  سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید . . . . . . . . . . الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها . . . . . . . . . .  تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی
ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن . . . . . . تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی
نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی . . . . . . . . . .  یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی . . . . . . . . . تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته . . . . . . . . .   تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری . . . . .  به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی
ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری . . . . . . . . . . . .  دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 19:4  توسط محمد  |