|
|
|
|
|
می خواستم از جامعه مهدوی و خصوصیات آن بنویسم . از زمینش ؛ آسمانش ؛ مردمانش ؛ خانه ها و بیابانهایش و . . . که همه متفاوت از این جهان امروزی است
همان جامعه ای که مجموعه ای از اصول و سیاستهای ناب الهی که در گفتار و رفتار معصومین علیهم السلام تجلی یافته و تمام آنها در زمان حکومت ولی عصر عج ظهور و بروز خواهد یافت جامعه حاكمان حكيم = تبلور يافته در غدير با دكترين ضربه اول = حاكمان بصير و زمان آگاه ، زاهد ، عادل = جامعهاي رشد يافته و متعالي و نه صرفاً توسعه يافته ، جامعه اي مرگ انديش و معاد نگر عید غدیر بر همه مبارک باد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1384ساعت 16:46 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
اهميت دانستن اين موضوع كه در صراط مستقيم هستيم يا نه به حدي است كه در نهايت ممكن است به بهشت قرب الهي يا دوزخ خشم الهي منتهي شود . يعني مقصد اين دو راه با هم تفاوت ماهوي دارد . پس از خدا بايد بخواهيم تا ما را به راه راست هدايت فرمايد . اما هدايت و ضلالت هر كدام داراي دو مرحله مهم استمرحله اول : به دو ثقل الهي « قرآن و عترت » روي آوردند و متقي شدند، هدايتي كه خودشان داشتند . يا اينكه از ثقلين دور شده و نسبت به آنها كافر شدند و از راه راست منحرف شدند . مرحله دوم : وقتي هدايت شدند ( هدايت اوليه ) ، خداوند هم به پاس آنكه متقي شدند ، آنان را هدايت فرمود « فَاخْشَوهُم فَزادَهُم ايماناً » و « والذين اهتدوا زادهم هديً و اتيهم تقويهم » و اگر گمراه شدند ، به سبب خباثتي كه در پيش گرفته و گمراه شدند پس خداوند هم آنانرا گمراه و دلهايشان را منحرف نمود « في قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضا » و « فَلًّما زاغوا اَزاغَ الله قُلُوبهم » لذا براي برخورداري و بهره مندي از هدايت الهي بايد اين زمينه را در خود فراهم و تلاش در دوري از رذايل اخلاقي نماييم كه « ديو چو بيرون رود فرشته درآيد » آيات 2 تا 4 سوره بقره بيانگر اين موضوع است كه قرآن راهنماي متقين است يعني كسانيكه تقواي اوليه را در خود ايجاد نمايند و آنها داراي پنج خصلت ميباشند : 1- ايمان به غيب دارند 2- نماز را به پا ميدارند 3- از آنچه خداي سبحان روزي كرده انفاق ميكنند 4- به آنچه بر انبياء نازل شده ايمان دارند 5- به عالم آخرت يقين دارند پس براي اينكه ببينيم در صراط مستقيم هستيم يا نه بايد نگاه كنيم كه آيا پنج خصلت فوق در ما وجو دارد يا خير و اگر وجود دارد اهميت آن در چه حدي است . اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 دی1384ساعت 0:18 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
اَيْنَ الْحَسَنُ اَيْنَ الْحُسَينُ اَيْنَ اَبنآءُ الْحُسَينِ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ اَيْنَ السَّبيلُ بَعدَ السَّبيلِ اَيْنَ الخِيَرَهُ بَعْدَ الْخِيَرَهِ اَيْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَهُ اَيْنَ الاَقمارُ الْمُنيرَهُ اَيْنَ الاَنْجُمُ الزّاهِرَهُ اَيْنَ اَعْلامُ الدّينِ وَ قَواعِدُ الْعِلْمِ اَيْنَ بَقيَّهُ اللهِ الَّتي لا تَخْلوا مِنَ الْعِتْرَهِ الهادِيَهِ . . . .
اما اشاره : در آيه 15 سوره تكوير چنين آمده است : « فَلا اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ » يعني « چنين نيست كه منكران ميپندارند، قسم ياد ميكنم به ستارگان بازگردنده » آنچه باعث شد در تعقيب فرازي از دعاي ندبه اين آيه را متذكر گردم بيان دو نكته لطيف از قول امام محمد باقر عليه السلام در تفسير آيه فوق ميباشد كه ارتباط مستقيم با جمله « اَيْنَ الاَنْجُمُ الزّاهِرَهُ » در دعاي شريف ندبه دارد . ام هاني از امام محمد باقر عليه السلام روايت ميكند كه از امام پرسيدم منظور از « خُنَّس » در اين آيه چيست ؟ امام عرض كردند سئوال خوبي پرسيدي. منظور از « خُنَّس » مولودي است كه در آخر الزمان متولد ميشود و خداوند براي اين فرزند ما غيبت و هيبت عجيبي قرار ميدهد و با ظهور او دستهاي گمراه و دستهاي به راه راست هدايت ميشوند و خوشا به حال هركسي كه آن زمان را درك كند . اما نكته قابل توجه اين كه كلمه « خُنَّس » به صورت جمع است درحالي كه امام عصر عليه السلام يك نفر ميباشند . در بيان دليل به طور خلاصه اينكه : 1- اقرار به ساحت آن بزرگوار و احترام به آن حضرت . 2- بروز تمامي صفات و خصايل اخلاقي معصومين عليهم السلام در وجود نازنين آن حضرت . 3- اعتقاد به رجعت تمامي انبياء به حيات مادي در زمان ظهور آن حضرت |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 3 دی1384ساعت 18:32 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
گل نرگس بگو آقا کجایی ؟
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 2 دی1384ساعت 7:22 توسط محمد
|
|
||